مرد ثروتمند ناراحت شدوگفت:

 

«یعنی چه؟ من با این همه ثروتم،صد دینار می ارزم؟»

 

دانشمند گفت:«ناراحت نشوید!فکر می کنم با این شکم گنده

 

و ان لپ های پف کرده،قیمت شما صدوده دینار باشد.»

 

مرد ثروتمند بیشتر ناراحت شد و گفت:

 

«یعنی چه؟تو چه جور دانشمندی هستی؟

 

این چه جور حساب کردن است؟»

 

دانشمند گفت:«تمام وجود شما از مقداری مواد معدنی،مثل

 

نمک،قند،اهن،کلسیم،فسفر و پروتئین ساخته شده است.

 

من هم اندازه این مواد را در بدن انسان محاسبه کرده ام

 

و قیمت این مواد را از بازار پرسیده ام.به نتیجه رسیده ام

 

که در نهایت به طور میانگین،هر ادمی بیشتر از صد دینار نمی ارزد.

 

شما که کمی پرخوری کرده اید و گوشت اضافه و مقداری چربی بیشتر

 

دارید،ده دینار از بقیه گران تر هستید.»

 

یک داستان دیگر هم هس که معمولا به عنوان لطیفه تعریف میکنن!

 

(من که نفهمیدم به کجای داستان رسیدم بخندم).

 

می گویند پادشاهی از ادمی که خودش را به ساده لوحی زده

 

بود،پرسید:«من چه قدر می ارزم؟»

 

ادم ساده لوح فوری گفت:«صد دینار!» پادشاه با عصبانیت گفت:

 

«مرد ناحسابی!فقط لباسی که پوشیده ام صد دینار می ارزد!»

 

ادم ساده لوح هم گفت:«من هم قیمت لباستان را گفتم.»

 

خب، دوست من، عزیز مامان، عزیز بابا!گاهی وقت ها ادم طوری است

 

که فقط می توانی از او بپرسی:«تو چه هستی؟»

 

در حقیقت بعضی ادما یه چیز بیشتر نیستن و قیمتشان در حد همان چیز

 

بودنشونه.اما ادمایی هم هستن که چیزی نیستن و کسی هستن

 

و ارزش انها به لباس و مواد تشکیل دهنده بدنشان نیس.

 

از این طور ادما باید بپرسی:«تو که هستی؟»

 

تو چه هستی چیز بودن را می پرسد و تو که هستی،کسی بودن را.

 

حالا این ادما هستن که تصمیم می گیرن چیزی باشن یا کسی باشن.

 

برای چیزی بودن لازم نیس تلاشی کنی، اما برای کسی بودن

 

و کسی شدن باید از خودت مراقبت کنی.

 

تصمیم باتوست

 

خیلی ها هستن که دلشان می خواهدتو یک چیز باقی بمانی.

 

مثل ی ابزار ساده باشی تا از تو سوء استفاده کنن.

 

این تو هستی که تصمیم میگیری یک چیز باقی بمانی یا کسی شوی.

 

وقتی تو کسی شوی،علاوه براین که ابزار دیگران نیستی،

 

بلکه با زندگی خودت می توانی از اطرافیان خودت هم کسی یا کسانی را

 

بسازی.

 

جامعه انسانی به انسان هایی که فقط یک چیز هستن نیاز ندارد.

 

جامعه انسانی باید پر از شخصیت های انسانی شود.

 

(اولش مث شعاره ولی اگه به اعماقش سرک بکشی دیگه

 

برات مثله شعار نیس)

 

ادمایی که چیز باقی می مانند، ابزار دست دیگران می شوند.

 

برای مثال، کارخانه هایی هستن که محصولات نامرغوب تولید می کنند

 

و محصولات نامرغوبشان را به همین افراد می فروشند.

 

فروشندگان مواد مخدر، طعمه های خود را از میان همین افراد انتخاب

 

می کنند. هرچند گاه نوعی لباس یا نوعی ارایش مو یا حتی نوعی

 

حرف زدن مد می میشود.

 

یکی از دلایل وجود مد در جامعه انسانی، سودجویی است.

 

متاسفانه کسانی اسیر این گونه رفتارها می شوند

 

که هنوز شخصیت خودرا نساخته اند.

 

حالا این تو هستی که باید تصمیم بگیری.

 

بهترین زمان مناسب برای این که تصمیم بگیری چیزی باشی یا کسی شوی،

 

همین دوران نوجوانی و جوانی است.

 

اگر خودت تصمیم نگیری دیگران برایت تصمیم می گیرند.

 

اگر برنامه ای برای کسی شدن نداشته باشی،

 

مطمئن باش کسانی هستن که دلشان می خواهد از تو چیزی بسازند

 

و تورا به استخدام منافع خودشان دراورند.

/ 1 نظر / 16 بازدید
ساعت بند چرم الیزابت

´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶…….. ´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´¶¶…… ´´´´´´¶¶¶¶¶´´´´´´´¶¶´´´´´´´´´´´´´´¶¶………. ´´´´´¶´´´´´¶´´´´¶¶´´´´´¶¶´´´´¶¶´´´´´¶¶………….. ´´´´´¶´´´´´¶´´´¶¶´´´´´´¶¶´´